ميرزا جواد آغا الملكي التبريزي
18
اسرار الصلوة ( فارسي )
مبدأ همهء كارها و اعمال بشر ، همان چيزى است كه ابتدا در دل آدمى مىگذرد و پديد مىآيد ، اين امر رغبت و ميل آدمى را تحريك مىكند و از ميل ، نيت و اراده بر ميخيزد ، و اراده ، عضلات را به حركت وا ميدارد ، و از حركت عضلات عمل انجام مىگيرد . خطورات قلبى بر دو قسم است يك قسم خطوراتى است كه آدمى را به شر و فساد مىكشاند و ثمره اش ضررى است كه از آن ضرر ، خيرى قوىتر از آن حاصل نميشود ، و قسم ديگر باعث خير و خوبى است آن هم خيرى كه هيچ ضررى نداشته باشد نه خيرى كه ضررش كمتر از خيرش باشد . و خاطرهء محمود و پسنديده اى كه آدمى را بخير دعوت مىكند ذات اقدس حق بوساطت ملائكه ببندگان افاضه مىنمايد و به آن « الهام » گويند و آنچه كه آدمى را به شر و پليدى مىكشاند بواسطهء شيطان است و آن را « وسوسه » ناميدهاند ، و به لطفى كه دل را براى الهام ملائكه و قبول آن آماده مىكند توفيق و بحالتى كه زمينه را براى وسوسهء شيطان و پذيرش آن مهيا مىسازد خذلان گويند . بنابر اين ملك آفريده اى است كه ذات اقدس حق او را براى افاضهء خيرات كه علم و كشف حقيقت و وعده به معروف باشد آفريده ، و شيطان موجودى است كه كارش وعدهء به شر و امر به فحشاء و ترسانيدن آدمى از فقر آنگاه كه تصميم بانجام كار خيرى بگيرد مىباشد ، و قلب آدمى پيوسته بين اين دو كشش در نوسان است . پس اگر اين حقيقت را به وجدانت دريافتى به يقين خواهى دانست كه براى اعمال و رفتارت چه بدنى و چه قلبى در توفيق و خذلان